پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

208

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

تَعْلَمُونَ ( آنچه من مىدانم شما نمىدانيد ، بقره ، 30 ) يادآور اين معنى است كه علم خدا شامل همهء نسلهاى انبيا و اوليايى بود كه از پهلوهاى آدم بيرون مىآمدند : چيزى كه فرشتگان نمىدانستند . خرّاز نتيجه مىگيرد كه « خدا به قدرت خود همهء ارواح را از پهلوى آدم خارج كرد و آنها در پاسخ او ، كه پرسيد : أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ ؟ گفتند : بلى » ( اعراف ، 72 ) . اين اشاره به اعتراف ازلى ارواح كه شهادت دادند كه خدا پروردگار آنهاست به خرّاز امكان مىدهد كه پيوند ميان ولايت و روح را نشان دهد و در عين حال انسان شناسى دينى خود را نيز تصريح كند ( ص 42 ) . در حقيقت ، در آغاز ( فى البدو ) ، همهء ارواح ، اعمّ از دوستان ( اولياء ) خدا و دشمنان ( اعداء ) خدا ، پاسخگو ( مجيبه ) « 61 » ى پرسش خدا مىشوند ؛ آنها همه در « بلى » ى شهادت عامّ شركت جستند ، زيرا « در آن زمان بستهء نفوس و طباع نبودند . پس چون خدا ارواح موجودات و طباع آنها را بيافريد ، جدايى ميان ارواح و نفوس و طباع اولياء از يك سو ، ارواح و نفوس و طباع دشمنان خدا ، داغ خوردهء گمراهى و خطا ، از سوى ديگر ، حاصل آمد . آن ارواح دشمنان خدا از پاسخى كه در آغاز به خدا داده بودند بازگشتند » ( ص 40 ) . بنا بر اين ، در نزد خرّاز ، كفر حاصل تأثير نفس و طبع در روح است . با اين همه ، معلوم نيست چرا نفس و طبع ، در بعضى ، در جانب گمراهى جاى دارند ، و در نزد بعضى ديگر - مخصوصا در اولياء - « آسمانى » خوانده مىشوند . حتى اندكى پايينتر ، خرّاز مىگويد : « خدا ارواح مؤمنان را از جايگاه نور ( موضع النّور ) آفريده است و ارواح كافران را از جايگاه ظلمت » ( ص 41 ) ، كه معنى آن اين است كه تفريق و تمييز ارواح قبل از آفرينش نفوس و طباع صورت گرفته است ، از اين رو ، به نظر مىآيد كه ارواح پس از آن خود را در شرايط زمينى در وضع متضادّى مىيابند كه قبلا ميان آنها فرق نهاده شده است . در حقيقت خرّاز مىنويسد : « ارواح مؤمنان از جسم خود كه بر ايشان زندانى است نفرت دارند ، اما ارواح كافران از جسم خود كه بر ايشان چون باغ و بوستان است اطاعت مىكنند . . . ارواح مؤمنان مشتاق ديدار الهىاند ، زيرا خدا آنها را آسمانى و از موضع فضل آفريده و سپس آنها را فرود آورده و در موضع عيب و پستى و حقارت نهاده است ؛ از اين رو ، در انتظار دعوت پروردگار خويش و مشتاق گريز از موضع فنا به موضع بقايند . به عكس ، ارواح كافران از موضع ظلمت آفريده و در موضع شهوت افكنده شده‌اند . پس از دعوت پروردگار خود ، روزى كه آنها را فرا خواهد خواند ، بيم دارند ، و به وعظ رسولان گوش نمىسپارند و به حقيقت پشت مىكنند » ( ص 41 ) . پس مىبينيم كه نوعى ناهمگونى در انديشهء خرّاز هست كه اين احساس را در ما پديد

--> ( 61 ) سامرّائى اين كلمه را « مجتمعه » خوانده است كه در اينجا هيچ معنايى ندارد . مقصود ارواح است از اين جهت كه به پرسش ميثاق پاسخ دادند .